از: مهندس علی اکبر جمالی
دانشگاه امام حسین- دانشکده فنی و مهندسی گروه مهندسی شیمی
مقدمه
مقدار قابل توجهی از تلفات گرمایششی و سرمایشی از طریق سطوح جانبی کف و سقف صورت میگیرد.
اقدام در جهت کاهش تبادل حرارت موثرترین شیوه صرفه جویی انرژی است. به دلیل آنکه انرژی مصرفی در بخش خانگی و ساخت واحد های مسکونی حدود 38 درصد از کل مصرف انرژی در کشور را شامل میشود اتخاذ روش های کارآمد در حل مشکلات مربوط به سامانه های تولیدکننده و مصرف کننده انرژی های تجدیدناپذیر و بهره گیری از تجهیزات و اتخاذ راهکار های کنترل و نیز اعمال مدیریت انرژی در ساختمان ها از اصولی ترین اقدامات سودمند در بهینه سازی مصرف انرژی به شمار می روند.
شناسایی منابع اتلاف انرژی روش های کاهش مصرف انرژی و سایر بررسی های لازم در خصوص انرژی نتایجی را به دنبال دارد که وضعیت موجود را با الگو های نسبتا ایده آل مقایسه می نماید و بدین طریق با ممیزی انرژی در یک واحد خانگی میتوان منابع اتلاف انرژی و نقاط کور و کنترل کننده مصرف انرژی را تعیین نمود.
این مقاله ضمن بازشناسی دسته ای از متغیر های پارامتریک دخیل در تامین آسایش حرارتی ساختمان ها به جنبه های بهینه سازی مصرف انرژی و ساز و کار استفاده از تجهیزات و مصالح مختلف و نیز برخی پیشنهادات می پردازد.
تهیه سر پناه توسط انسان در دوران اولیه عمدتا با هدف محافظت در مقابل تابش شدید آفتاب در مناطق خیلی گرم و نگهداری گرمای حاصل از احتراق سوخت های فسیلی در داخل ساختمان در فصول سرد مطرح بوده است. در آن دوره انتخاب اقلیم ها تاثیر عمده ای در رفاه نسبی ساکنین داشته و کمتر به ساز و کار تبادل حرارت در اجزای پوسته ای ساختمان توجه میشده است. به کارگیری شیوه های متداول ساخت صرفا در جهت ضخیم سازی و استحکام اجزای ساختمان بوده و عوامل تبادل و انتقال حرارت کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. برقراری شرایط آسایش حرارتی ساختمان ها را امکان پذیر می سازد. برای تامین چنین آسایشی باید با توجه به سرمایه اولیه و هزینه های جاری اقتصادی ترین روش برگزیده شود و اساساً مصرف بی رویه انرژی با روش های متعددی کنترل شده و تقلیل یابد. این روش ها متضمن رعایت موارد زیر می باشند:
- کاهش میزان آسایش و تغییر روش زندگی به سوی انطباق با رفاه کمتر
- شیوه های حفظ انرژی شامل عایق کاری مناسب و بهره برداری از انرژی های تجدید پذیری چون انرژی خورشیدی، زمین گرمایی (ژئوترمال) و استفاده از دستگاه های بازیافت انرژی، پمپ های حرارتی و لوله های گرمایی.
اگرچه صرفه جویی انرژی با روش اول میسر است، اما دور از واقع بینی است چرا که عملاً آسایش بشری تهدید می گردد. بررسی شیوه دوم از مقبولیت منطقی بیشتری برخوردار است.
امروزه در جریان طراحی خانه های با مصرف کم انرژی، ابتدا گرمایش زمستان، بعد خنک سازی در تابستان و سپس ایجاد آسایش مناسب تر حرارتی در سایر فصول مدنظر می باشد. در راستای اعمال تمهیداتی چون گرمایش زمستانی؛ کاهش اتلاف بیش از حد حرارت؛ و حداکثر بهره برداری از گرمایش خورشیدی بدون صرف انرژی، طراحی سیستم گرمایش تکمیلی اهمیت می یابد و نیز به منظور کسب برودت در تابستان راه های تعدیل حرارت مؤثر خواهند بود.
سایکومتری، علمی است که بخشی از آن به جنبه های ترمودینامیکی هوای مرطوب و تأثیرات آن بر سایر پارامترها و اجسام می پردازد. در تهویه مطبوع کامل متغیرهایی چون دما، رطوبت، مسیر جریان و تمیزی هوا، مهم بوده و در فرایند ایجاد رفاه مناسب باید سر و صدا نیز در سطح متعادل و معقولی کنترل شود. اگرچه گاهی اوقات هزینه های ساخت به عنوان عاملی کنترل کننده، سایر پارامترها را تحت الشعاع قرار می دهد.
متغیر های پارامتریک
تأمین شرایط آسایش حرارتی ساکنین در تمام طول سال یکی از مهم ترین خصوصیات هر واحد مسکونی است. شرایطی که در آن تبادل گرما بین بدن انسان و محیط به گونه ای صورت پذیرد که تعادل حرارتی بین بدن و محیط، برقرار گردد و دمای پوست در حدود ۳۲ درجه سانتیگراد (دمای بدن ۳۷°C) ثابت بماند؛ شرایط آسایش نامیده می شود. دمای هوا یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده شرایط آسایش انسان است. علاوه بر آن، متغیرهایی چون رطوبت هوا، سرعت جریان هوا و متوسط دمای تشعشعی سطوح در برگیرنده محیط (MRP) نیز در تعیین شرایط آسایش حرارتی نقش مؤثری دارند. MRP یک محیط، عبارت است از میانگین دمای سطوح اجزای در برگیرنده، آن محیط بر مساحت هر کدام از آن اجزاء:
MRP = ΣAi Ti / ΣAi
در اینجا Ai مساحت هر یک از سطوح و Ti دمای هر سطح می باشد. MRP باید شرایط مناسبی را با توجه به تقاضای بدن داشته باشد.
چهار پارامتر اساسی مذکور، عوامل اقلیمی اند که همگی شرایط حرارتی محیط را تأمین می کنند؛ دماهای نقش عمده ای در تبادل حرارتی به شکل جابجایی دارد. رطوبت نسبی هوا در تبادل حرارتی به صورت تبخیر مؤثر است. هرچه هوا مرطوب تر باشد، نسبت تبادل حرارتی به شکل تبخیر کمتر است. چگونگی گردش هوا در ساختمان و سرعت جریان هوا نیز تأثیر مستقیمی در تبادل حرارتی به شکل جابجایی و تبخیر دارند. هرچه سرعت جریان فزونی یابد، این نسبت تبادل نیز افزایش می یابد. نهایتاً عامل چهارم، متوسط دمای تشعشعی سطوح در برگیرنده محیط است که بر تبادلات حرارتی بدن با محیط با مکانیزم تابش اثر خواهد گذاشت باتوجه به واقعیت ثابت شده ای که وقتی سطحی در آن طول موج تابش یکی از مکانیزم های انتقال حرارت و انتشار انرژی خواهد بود. گرما نیز همچون امواج الکترومغناطیس در اثر موج های تابشی انتقال می یابد.
در بهره گیری از انرژی خورشیدی نیز دو عامل شدت و فرکانس نقش مهمی دارند.
شدت آفتاب بر اساس ضریب جذب حرارتی خورشید ارزیابی میشود که عبارت است با اندازه گیری شدت آفتاب با آسمان بدون ابر در فاصله 3 میلی متری پشت شیشه. میزان این تشعشع بر اساس متوسط تعداد ساعات آفتاب در روز تعیین میگردد. علاوه بر تغییر فرکانس تابش در محل های مختلف میسر خورشید در کرانه آسمان آشکارا در طول سال نیز تغییر می یابد و موقعیت آن برای تعیین حرارت قابل جذب در زمستان و محاسبات لازم و مرتبط با طراحی حفاظ ها و نهایتاً اندازه و شکل سایبان در ممانعت از تابش آفتاب تابستان از مهم ترین مسائل است.
مولفه های انتخاب فناوری
در جهان کنونی انرژی در اقتصاد جوامع نقشی زیر بنایی دارد. بدین معنا که هرگاه انرژی به مقدار کافی و به موقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادی نیز میسر خواهد بود. ارتباط مستقیم بین رشد اقتصادی و مصرف بهینه انرژی از مباحث مهم اقتصادی است. استفاده صحیح و مناسب از انرژی در صنایع مختلف به ویژه صنعت ساختمان سازی، تعیین کننده موقعیت کشورهای صنعتی برتر است.
انرژی خورشیدی امید بزرگ همگان برای دستیابی به توسعه اقتصادی و ادامه روند پیشرفت های تکنولوژیک در تأمین حرارت ساختمان هاست. به کارگیری این انرژی در مقیاس وسیع امری کاملاً عملی است؛ به طوری که می تواند جایگزین انرژی های فسیلی و هسته ای در یکی دو دهه آینده شود. اولین گام برای طراحی سیستم های خورشیدی در جهت بهره گیری مناسب تر، تهیه و استفاده از اطلاعات آماری درباره میزان تابش خورشید در هر مکان است. در کشورهای صنعتی و غربی ۲۵ الی ۳۰ درصد از انرژی مصرفی در ساختمان ها، برای گرمایش و سرمایش استفاده می شود. نحوه استفاده از انرژی تشعشعی خورشید در هر شرایط جغرافیایی مبین توفیق در بهره مندی از این موهبت الهی و تعیین کننده حد استفاده و کارایی سیستم های مرتبط از نقطه نظر فنی و اقتصادی است.
مطابق با بررسی های مقدماتی ساختمان ها (Walk through)، اصولاً انواع انرژی مصرفی در بناها جهت مقاصد زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
- افزایش یا کاهش آنتالپی و یا انرژی موجود در هوا
- گرم و یا سرد کردن مواد
- روشنایی، تأمین انرژی مورد نیاز وسایل صوتی، تصویری و ماشین های خانگی
- تهویه، بهبود وضعیت جریان هوا و هدایت سایر گازها و بخارات
مصادیق صرفه جویی در انرژی مصرفی ساختمان ها نیز بر پایه زیر استوار است:
- استفاده حداکثر از انرژی مصرف شده از طریق انتخاب سیستم های کم مصرف تر و پربازده تر و نیز طراحی تأسیسات مکانیکی و برقی که اتلاف انرژی، گرما و سرمای تولیدی در آنها به حداقل برسد
- رعایت قواعد در طراحی و اجرای ساختمان و انتخاب مصالح مصرفی که اولاً نیاز به گرمایش و سرمایش را کاهش دهند و ثانیاً از هدر رفتن گرما و سرمای تولید شده، جلوگیری به عمل آورند
در خصوص تدابیری که طراحان با استفاده از این عوامل در صرفه جویی انرژی در نظر دارند، علاوه بر وضعیت توپوگرافیک بافت شهری محیط بر ساختمان و خصوصیات اقلیمی منطقه استقرار ساختمان، توجه به پارامتر هایی چون دما رطوبت میزان نزولات جوی قدرت و جهت وزش باد شدت و مدت تابش خورشید عرض جغرافیایی ارتفاع از سطح دریا ساعات گرمایش و سرمایش در ساحل پوشش گیاهی منطقه و میزان آلودگی هوا نیز دارای اهمیت ویژه می باشند.
به دلیل لزوم دسترسی به روش های مناسب در کاهش مصرف انرژی اختصارا به موارد زیر اشاره میشود:
- بهبود کیفیت مقاومت حرارتی ساختمان ها
- استفاده از وسایل بازیابی حرارت و صرفه گرها در بهرهگیری از هوای خروجی در سیستم های تهویه تخلیه و فاضلاب
- استفاده از پمپ های برقی و گازی در برخی موارد
- بهره گیری از انرژی خورشیدی در دو نوع سیستم فعال و غیرفعال که امکان استفاده از این نوع انرژی را باتوجه به طراحی سازه و معماری داخلی ابنیه فراهم می سازند
- اعمال سایر مدیریت های انرژی همچون به کارگیری انرژی های زمین گرمایی در ساختمان با استفاده از پمپ های حرارتی و یا لوله های گرمایی و برخی موارد انرژی های بیومس
- انتخاب سیستم تهویه کلی و یا جزئی به اقتصادی پروژه
- تقلیل ظرفیت چیلر ها و تمایل به استفاده از چیلر های جذبی
- کاهش دیماند و هزینه مربوطه
- افزایش فضای قابل تهویه بدون اضافه کردن چیلر
- ایجاد شرایط مناسب و مساعد تر برای اصلاح ضریب قدرت
- بهره گیری از حرارت دفع شده از کندانسور سیستم های برودتی در تامین گرما و تهیه آب گرم مصرفی
- طراحی سامانه های ذخیره انرژی
- خاموش کردن دستگاه های سرماساز و چیلر ها در زمان حداکثر بار شبکه توزیع برق و استفاده از برودت مخفی یخ های تولید شده قبلی
- انتخاب و گزینش سیستم های جذبی در مقایسه با سیکل های برودتی تراکمی بخار
- استفاده از فیلتر های مناسب برای جذب آلودگی های هوا
- استفاده از ظرفیت ذخیره سازی انرژی بتن به صورت فعال توسط سقف های بتنی مجوف
- تسریع تبادل حرارتی و هدایت جریان هوا به درون دال های میان تهی سقف های مجوف پیش ساخته
ایجاد کوران و بهبود وضعیت تهویه
تهویه و ایجاد کوران درون بناها از دیرهنگام یکی از شیوههای طبیعی جا بجایی هوا (Passive Convective Cooling) و خنک نگه داشتن ساختمان به حساب میآید. در مناطقی که اختلاف دمای روز و شب حداقل ۱۵ درجه سانتیگراد و پایینترین دمای شب حداقل ۲۰ درجه سانتیگراد بود، در و پنجرههای ساختمان به حدی باز گذاشته میشدند که در طول شب دیوارهای نسبتاً قطور خارجی سرد شوند. زمانی کارکرد چنین وضعیتی اثر بخش میباشد که جدارههای خارجی به خوبی عایق حرارتی شده و در طول روز، بازشوها شامل در و پنجرههای گرمابند (Thermal Brake Windows) کمترین تحرک را داشته باشند.
پارامترهایی چون کیفیت نصب توری در بازشوها، سرعت و جهت باد، دمای هوا، رطوبت نسبی و عوامل اقلیمی دیگر به همراه فرم و جهتگیری ساختمان،
ابعاد پنجره، موقعیت آن و رعایت فاصله از طرفین، کیفیت بام و ارتفاع از کف، نوع پوشش گیاهی اطراف واحد مسکونی، از عوامل دخیل در محاسبات انتقال حرارت از نوع جابجایی در ساختمانها به حساب میآیند.
نتایج حاصله از مطالعات نشان داده است که تهویه شب هنگام ساختمانها با مصالح گزینش شده، موجب ذخیره برودت میشود و در اینگونه مناطق، این نوع تهویه به مراتب مفیدتر و کارآمدتر از تهویه ۲۴ ساعته بوده و ازدیاد سطوح پنجرهها و جز ساعاتی که وزش باد وجود دارد، تأثیر چندانی در روند تغییرات دما نخواهد داشت. نفوذ هوا اغلب از طریق هر یک از اتاقها شامل نفوذ هوا از دیوار ها و درز بازشو ها صورت میگیرد.
در اغلب موارد چگونگی بهره از انواع انرژی و بعضا امکان بازیافت بخشی از انرژی های قابل بارجذب نقطه شروع اعمال روش های مدیریت انرژی در ساختمان می باشد. اینکه جریان حرارتی و فضای مسکونی ضرورت دارد تا کاملا به طور طبیعی صورت گیرد امری اجتناب ناپذیر است.
حرکت هوا را در هر جا که امکان آن وجود دارد باید تقویت نمود. البته این امر باید قابل کنترل باشد چه بسا که یک باد ملایم و خنک به یک باد گرم یا غبارآلود تبدیل شود. تهویه از هر دو سوی فضای مسکونی منجر به حداکثر حرکت هوا در شرایط باد ملایم خواهد شد. در این تهویه دوجانبه شرایطی لازم است که حرکت هوا در سراسر عمق یک اتاق یعنی از کف تا سقف ممکن گردد. در ساختمان های مناطق گرمسیری رسیدن به شرایط هوای خنکتر، از طریق حرکت هوا در نزدیکی سقف شکل میگیرد و آن بیشتر از زمانی است که زیر یک سقف بلند، هوای گرم محبوس شده باشد.
همچنین ایجاد شرایط تهویه در نزدیکی کف به منظور تأمین خنکی مورد نظر ضروری است. در شرایطی که هوای ساکن وجود دارد، از طریق تأثیر دودکش و با استفاده از اصل حرکت هوای گرم به سطوح بالاتر، جریان هوا صورت میگیرد. امکان ساکن در فضاهای مسکونی و فعالیتهای آنها باعث افزایش درجه حرارت هوای داخل نسبت به هوای خارج میشود. مقدار توان تولید شده توسط انسانها برای فعالیت شامل خوابیدن، نشستن همراه با آرامش کامل، کار پشت
میز، کار سبک و ورزش به ترتیب حدود ۷۰، ۱۲۰، ۱۵۰، ۲۰۰ و ۷۰۰ وات (معادل مصرف یک اتو برقی) میباشد. هوای تازه میتواند بنا به اصل حرکت هوای گرم به
سطوح بالاتر از قسمتهای پایین جریان یابد.
در فصل سرد اتلاف حرارت در یک ساختمان مسکونی به دو دلیل، به جهت و شدت باد وابسته است. اول این که حرارت را از سطح خارجی ساختمان به بیرون انتقال میدهد و مقدار مقاومت حرارتی آن را پایین میآورد و در ثانی ممکن است از طریق درز اطراف دربها و پنجرهها یا از درون هواکشها و نظایر آن باعث نفوذ هوای سرد به داخل خانه شود که تمهیدات لازم باید بدین منظور اعمال گردد.
پوشش ساختمانی و عایق
به مادهای که انتقال و جریان گرما را کند کرده و به منظور کاهش اتلاف گرمای یک سیستم گرمتر و یا جلوگیری از ورود گرما به یک سطح سردتر بین دو سیستم یا دمای متفاوت قرار داده میشود، عایق حرارتی گویند. نحوه عمل ماده عایق در حفظ انرژی بدین ترتیب است که با طولانیتر کردن مسیر انتقال گرما و افزایش مقاومت گرمایی، میزان تبادل گرمایی را کاهش میدهد. در اغلب سوپر عایقها، مواد عایق غیرآلی و همه عایقهای آلی، خاصیت عدم هدایت حرارتی مدیون
وجود حفرههای کوچک هوا و یا گاز است. این حفرهها به وسیله پوستهها، رشتهها و گرههای ریز اجسام سخت و یا بافتههای الیافی تشکیل میشوند.
خصوصیات عایقهای حرارتی به طور عمده بستگی به ترکیب آنها دارد. عایقهای پوستهای، الیافی، دانهای، سلولی و انعکاسی، انواع عایقهای کاربردی هستند. انواع پوشینههای نواری یا تمدی، تختههای چوب پسته، بتنهای فومی، عایقهای پلاستیکی، شیشه اسفنجی، آزبست، سرامیکها، زغالسنگ نارس الیافی، الیاف نارگیل و سایر الیاف سلولزی، پشم شیشه، پشم سنگ، فایبرگلاس، فومهای پلیمری پلیاورثان، پلیاتیلن و پلی ایزوسیانات صلب و الیاف گیاهی سلولی یا فیبری با عنوان پارتیکل برد مصنوعی هستند که به عنوان پوششهای ساختمانی کارکرد دارند و هر کدام دارای مقاومتی در حدود ۴ تا ۷ وات بر متر مربع درجه ساتینگراه میباشند.
برخی از کشورهای اروپایی اقداماتی را در جهت تشویق و استفاده از عایقبندی حرارتی ساختمان از دهه شصت میلادی شروع کردند.
تقریباً تا اواسط دهه هفتاد بیشتر کشورهای آمریکایی و اروپایی این نامه و یا استانداردهای مشخصی را در خصوص صرفهجویی انرژی در ساختمان تدوین
نمودند و کاربردهای مناسبی را برای این دسته صرفهگیرها در ساختمانها یافتند.
عملکرد عایق حرارتی بر حسب U ضریب کلی انتقال حرارت بیان میشود که معیاری از قابلیت مقطع کامل یک عنصر ساختمانی (نظیر دیوار) است که اجازه عبور حرارت را میدهد. این ضریب ترکیبی از ضرایب انتقال حرارت کلیه لایههای متشکله جداره اعم از مصالح ساختمانی و لایههای هواست. برای نمونه در یک ساختمان دو طبقه مستقل دارای زیرزمین، کل انتقال حرارت بر اساس محاسبات رایج حدود ۱۱۰۰/W میباشد. در اینجا درها و پنجرههای شیشهای ۳۷٪ از
کل انتقال حرارت را به خود اختصاص میدهند. بام و دیوارهای خارجی به ترتیب ۲۰٪ و ۲۵٪ از انتقال حرارت کل را شامل میشوند. اگرچه بیشترین میزان انتقال از پنجرهها صورت میگیرد، اما مشکلات بهینهسازی آنها از قبیل نصب دو پنجره و یا تعویض پنجرههای دو جداره شیشهای، متعدد هستند.
عایقکاری دیوارها یکی از راههای جلوگیری از اتلاف انرژی در ساختمان است.
به دلیل تداوم استفاده از ساختمان در طول روز، در مورد عایقکاری حرارتی دیوارها عایقکاری با الیاف پلیمری و یا پلیاستایرن از خارج توصیه میشود. نوع عایق مصرفی و جزئیات اجرایی آن باید با توجه به شرایط اقلیمی به نحوی باشد که استحکام و دوام عایقکاری حفظ گردد. در این خصوص بر اساس مقررات ملی ساختمان اغلب اندود سیمان روی شبکه فلزی توصیه میگردد.
حجم عایق به کار گرفته شده و مقدار ضریب کلی انتقال حرارت از مهمترین عوامل در بررسی اتلاف حرارتی یک واحد مسکونی به شمار میآیند، ولی نمیتوان آنها را تنها معیارهای مربوط به رد و بدل شدن انرژی بین داخل و خارج دانست. دو عامل دیگر مدول انتقال (Transfer Modulus) و قابلیت جذب داخلی (Internal admittance) و به ترتیب آولا میباشند که ارتباط بین این پارامترها را تعیین میکنند. ۲ معیار ذخیره حرارت با جرم مشخص است و اصولاً ظرفیت انتقال حرارت،
میزان ذخیره و یا انتقال از یک جسم را نشان میدهد. ۷ معیاری است برای سنجش تغییرات درجه حرارت داخلی مربوط به مقدار انرژی رسیده به سطح داخلی
هر جزء ساختمان. در مناطق معتدل آب و هوایی استفاده از اجزاء ساختمانی قابل قبول، دسترسی به مقدار کم ضریب کلی انتقال حرارت (عایق خوب)، مدول انتقال پایین و از طرفی مقدار قابلیت جذب داخلی زیاد (جرم حرارتی خوب) توصیه شده است. این حالت، انرژی موجود در زمستان را حفظ نموده و به همین ترتیب در جهت ذخیره حرارت تابیده شده از خورشید برای شبهای سرد مؤثر است. این وضعیت در تابستان نیز سودمند است. بنابراین شرایط اقلیمی هر منطقه یکی از عوامل تعیین کننده مقدار بار حرارتی و برودتی ساختمانها و در نتیجه میزان انرژی لازم جهت تأمین آسایش در انواع ساختمانهاست.
اصولاً در هر نوع سرمایه گذاری، اثربخشی یا بازدهی اقتصادی در درجه اول اهمیت قرار دارد.
عایقبندی پوسته خارجی ساختمان کف و دیوارها و بام نیز مستلزم سرمایهگذاری اولیه است که از این قاعده مستثنی نیست بنابراین در تعیین بهینه مقدار عایق حرارتی مورد نیاز در هر یک از جدارههای مختلف ساختمان، بازده اقتصادی استفاده از عایقگذاری، مبنای محاسبه خواهد بود. این بازده اقتصادی از دو طریق، صرفهجویی در مصرف سوخت مورد نیاز جهت گرمایش و سرمایش ساختمان، و صرفهجویی ناشی از کاهش ظرفیت سیستمهای حرارتی و برودتی
تأمین خواهد شد. مدل نهایی ارائه شده بر اساس کاربرد مورد نظر (عایق حرارتی برای پوششهای مختلف ساختمانی)، هدف (مینیمم کردن انرژی و کمینه سازی سوخت مصرفی در ساختمان) و محدودیت (که میزان ضخامت لایه عایق از حد معینی تجاوز نکند) تنظیم میگردد.
نتیجه گیری
نتایج حاصله از روند ممیزی انرژی در ساختمانها، عوامل اتلاف، مؤلفههای مصرف و تنوع انرژیهای مصرفی بخش خانگی را شناسایی و کنترل میکند که نهایتاً
با ارائه پیشنهاداتی عملی، کاهش مصرف سوخت کشور میسر میشود. توفیق در صرفهجویی انرژی نتیجه به کارگیری درست الگوها و استانداردها، همت در استفاده از تجهیزات مناسب و اعمال مدیریتهایی است که اساساً نشاندهنده اقدامات فناورانه در زمینه بهرهوری انرژی است و میتواند به طور مستقیم تأثیرات فوری و واقعی بر تغییرات نامطلوب آب و هوای جهان داشته باشد. با استفاده از علوم و فنون در این بخش و به کارگیری استانداردها میتوان به مزایای قابل توجهی در زمینه انرژی، اقتصاد و محیطزیست دست یافت.
در این میان پتانسیلهای ناشناختهای برای صرفهجویی در مصرف انرژی و حفاظت از مخازن سوختی وجود دارد که حداقل منجر به کاهش قابل ملاحظه انتشار گازهای گلخانهای (green house) خواهد شد که در نوع خود با اهمیت است.
دستیابی به توان بهرهبرداری از مزایای صرفهجویی انرژی، تنها در صورتی میسر است که تمامی کشورهای عضو کنفرانس قرارداد آب و هوای جهان در زمینه آموزش توسعه و راهبرد به سمت بهرهوری صحیح انرژی همت نموده و همکاری نمایند و یارانههایی نیز توسط دولتها به بخش خانگی تخصیص داده شود؛ مدیریتهای ساخت در برنامههای کاری خود از ابتکارات صرفهجویی در انرژی بهره گیرند؛ آموزش عمومی و اطلاعات مصرفکننده، یک اصل حیاتی برای
موفقیت محسوب میشود؛ متخصصان به مصرفکننده، انرژی پیشنهاد خدمات ارزیابی دهند؛ مهندسان و طراحان سهم بالقوه انرژی و سایر مزایای آن را بیش از آنچه که واقعیت دارد، بیان نکنند؛ مدیریتهای کشوری، منابع مورد نیاز انسان را به موازات تجهیزات توسعه دهند و استفاده عاقلانه از عوامل کلیدی که آینده بالقوه درخشان انرژی را کنترل میکنند و سرانجام منتهی به استفاده افزوده از منابع انرژی های تجدید شدنی در ساختمان میشوند را مورد تشویق قرار دهند.







