ترجمه: مهندس سیدرهی سادات موسوی
ماخذ: HVAC Engineering
ضربه قوچ در سیستم بخار
همه دلایل برای تعویض دیگ بخار فراهم بود. برای همین وقتی یک سال بعد از تعویض دیگ مدیر ساختمان با من تماس گرفت و از ضربات قوچ در واحدهای زیرزمینی شکایت کرد خیلی متعجب شدم. به خصوص اینکه شکل ظاهراً زمانی روی می داد که مشعل در حالت تمام شعله (High Fire) کار می کرد.
مدیر ساختمان به من گفت که آنها سال قبل هم چنین مشکلی داشته اند ولی پیمانکار تغییراتی جزئی در سیستم داده و مشکل برطرف شده بود. او خیلی نگران این موضوع بود چون فصل سرما داشت از راه می رسید. زمانی که به موتورخانه رفتم اول متوجه چیزی نشدم ولی کمی بعد سر و صدای مبهمی به گوشم رسید. طولی نکشید که چنان صدایی بلند شد که انگار هیولاهای نامریی دارند با چکش به لوله ها می کوبند. با دنبال کردن صدا متوجه شدم که ظاهراً محل تجمع این هیولاها در یک لوله اصلی ۱۲ اینچی چگالیده است که خیلی بالاتر از کف و در طول یک دیوار قرار داشت. چطور چنین چیزی ممکن بود؟
ضربه قوچ در لوله هایی که بخار و چگالیده با هم حرکت می کنند به وجوه می آید؛ بخار چگالیده را بلند کرده و محکم به اولین مانع سر راه می کوبد. اما این لوله در واقع برگشت مرطوب یک سیستم بخار تک لوله ای بود و قاعدتاً باید معلق از چگالیده باشد. این لوله تا یک فوتی بالای مخزن چگالیده، امتداد می یافت و بعد به داخل آن می رفت. آب سطح خودش را تثبیت می کند و به همین دلیل حتماً این لوله و تمام رایزرها پر از چگالیده بودند. دماسنج مادون قرمز من دمای لوله را خیلی بالا نشان می داد و این دما از محدوده های عادی دمای چگالیده خارج بود. در حالی که داشتم دمای مخزن چگالیده را اندازه می گرفتم مدیر ساختمان گفت پیمانکار همه لوله های بخار سر راه مخزن چگالیده را برداشته است. پس که اینطور!
من می دانستم که چرا او چنین کاری انجام داده است: ایجاد یک خط آب غیر حقیقی بالاتر از سطح آب داخل دیگ.
دیگ اصلی برگشت تلقی داشت و مخزن چگالیده و پمپ تغذیه آب بعدا نصب شده بودند. وقتی که برگشت مرطوب به دیگ وصل شده بود، فشار بخار دیگ پشت چگالیده وارد می آمد تا برگشت مرطوب پر از مایع باشد اما وقتی چگالیده به داخل مخزن ونت دار خالی می شد فشار تغذیه بخار، چگالیده را به مخزن می راند. در زمان راه اندازی، بخار چگالیده می شد و خط برگشت را پر می کرد تا این که سطح چگالیده به میزان سطح اتصال مخزن برسد. پس از آن، برگشت مرطوب می شد و به حد ۳/۵ فوت بالاتر از آن می رسید. بنابراین، بخار در رایزرهای قائم که فقط حامل چگالیده بودند، با آن تصادم می کرد. اما زمانی که فشار بخار به اندازهای افزایش مییافت که تعادل هد ۳/۵ فوتی را بر هم میزد. بخار تمام چگالیده را از خط برگشت به مخزن چگالیده میراند و برگشت مرطوب تبدیل به برگشت خشک میشد؛ در نتیجه بخار و چگالیده، به شدت با هم تصادم میکردند. بالا بردن اتصال مخزن به سطحی بالاتر از خود مخزن و پایین آوردن فشار بخار دیگ امکان پر شدن خطوط برگشت از چگالیده را فراهم میآورد. هیولاها را فراری دادیم!
باز هم هیولا های سیستم بخار
بنگ! دنگ!
اینها صداهایی نیستند که یک مدیر ساختمان دوست داشته باشد در ساعت دو بعد از نیمه شب بشنود، علی الخصوص اینکه صداها با فریادهای ساکنان عصبانی همراه شده باشد. پیمانکار نگهداری حتماً تنظیم کنترلهای شیرهای برقی را هزاران بار عوض کرده بود. او با اطلاع از این نکته که چگالیده ممکن است در لولههای شکم داده جمع شده و بخار میتواند آنها را به انتهای لوله بکوبد، شیب لوله را بررسی کرد تا مطمئن شود هیچ بخشی از آن شکم نداده باشد. لولهها کاملاً تراز بودند ولی صداها ادامه داشت. آنها در نهایت من را برای عیبیابی فراخواندند و من با پیمانکار نگهداری و ساکنان ساختمان ملاقاتی داشتم. دیگ همراه با دو شیر برقی که ساختمان را به دو تیم منطقه تقسیم میکردند، نصب شده بود. پیمانکار دیگ را روشن و شیر برقی یک طرف ساختمان را باز کرد. مدتی گذشت و اتفاقی نیافتاد اما ناگهان صدای وحشتناک ضربه قوچ بلند شد. من همیشه با دیده شک به شیرهای برقی در سیستمهای بخار مینگریستم چون آنها بدون اینکه شرایط آسایشی مطلوبی ایجاد کنند بیشتر مشکلساز میشدند. از پیمانکار خواستم مدتی صبر کند تا لولهها خنک شوند و بعد دیگ را دوباره روشن کند و این بار هر دو شیر برقی را باز بگذارد. در این فرصت من به اندازهگیری لوله و مقایسه تعداد رادیاتورها با محاسبات خودم پرداختم اما هیچ مشکلی به نظرم نمیرسید.
پس از آماده شدن شرایط، دیگ را با هر دو شیر برقی باز روشن کرده و منتظر شدیم. حداقل برای یک ساعت صدای در کار نبود (۱۰ دقیقه بیشتر از حالت قبل) و وقتی صداها شروع شدند، کاملاً واضح بود که به باندی و هیبت بار قبل نیستند. خب، انگار مسیر درست را پیدا کرده بودیم.
به دفتر بازگشتم و تمام کتابهای مرجع را زیر و رو کردم تا بالاخره راهحل را یافتم. دیگ برای گرم کردن نیمی از ساختمان در برابر بزرگ بود!
وقتی دیگ هد بخار در خور توجهی درست میکرد، لولهها قادر به تحمل آن نبودند. زمانی که هر دو شیر برقی باز بودند، سرعت بخار در لولهها به ۷۰ مایل در ساعت میرسید اما وقتی فقط یکی از آنها باز بود، سرعت به مرز ۱۵۰ مایل در ساعت نزدیک میشد و آب (چگالیده) را همراه با خود بلند میکرد. مسئله خیلی ساده بود؛ مشعل را طوری تنظیم کردیم تا میزان اشتعال و احتراق آن نصف شود و هر دو شیر برقی را به طور دائم باز گذاشتیم. در این حالت بخار کافی برای گرم کردن ساختمان وجود داشت و دیگر هیچکس در نیمه شب بد خواب نمیشد!
منبع: مجله صنعت تاسیسات شماره 64
اگر شما هم مشتاق یادگیری تخصصی و حرفه ای دوره های تاسیسات مکانیکی با اساتیدی مجرب هستید میتوانید در دوره های تاسیسات مکانیکی شرکت کنید.








